..::فیلم::..
 
 
..............معرفی،نقد وبررسی فیلم..............
 

سنگسار ثریا م. نام فیلمی به کارگردانی سیروس نورسته محصول ۲۰۰۸ آمریکا است. این فیلم بر پایه رمانی به همین نام (۱۹۹۴) نوشته فریدون صاحب جمع ساخته شده و ماجرای آن در سال   1986 روایت میشود.

خلاصه داستان

داستان فیلم از اینجا شروع می شود که روزنامه نگاری فرانسوی در سفرش به روستایی می رسد و اتومبیلش را برای تعمیر به هاشم، مکانیک روستا می دهد. توقف روزنامه نگار فرانسوی در روستا فرصتی است تا او با یک ماجرای هولناک مواجه شود؛ زنی به نام زهرا به محض دیدن روزنامه نگار او را به خانه خود دعوت می کند و از او می خواهد پای حرف هایش بنشیند. از این نقطه فیلم وارد یک فلش بک می شود و داستان در گذشته روایت می شود و خواهر زاده زهرا "ثریا" در مرکز این ماجرا قرار دارد.

شوهر ثریا که یک زندان بان است قصد تجدید فراش دارد اما چون توانایی پرداخت هزینه هر دو زن را ندارد به ثریا پیشنهاد طلاق می دهد، ثریا وقتی حق و حقوقش را مطالبه می کند مرد نمی پذیرد و با کدخدا و روحانی ده تبانی می کند، نقشه از این قرار است که ثریا را به خانه هاشم برای کلفتی می فرستند، مردی که زنش را از دست داده و به همراه فرزند ناشنوایش زندگی می کند و این ویژگی ها موقعیت را برای متهم شدن ثریا به رابطه با هاشم فراهم می کند.

شوهر ثریا با همدستی کدخدا و ملای ده به زن بی گناه اتهاماتی را نسبت می دهند که در نهایت به سنگسار شدن ثریا منجر می شود.

و امّا نقد فیلم:

داستان این فیلم در دهکده ای به اسم کوهپایه میگذرد که این دهکده در واقع همان "ایران" است.در این دهکده مرد سالاری حاکم است وهمیشه از طرف مرد به زن ظلم میشود(یعنی در ایران).به گفته ی این فیلم مرد خوب در ایران وجود ندارد و کسانی هم که خوب بودند تحت تاثیر اکثریت جامعه به فساد کشیده شده اند.(مثل کدخدا و هاشم که تنها نکته ی جالب فیلمه که نقشش رو بازیگر دوست داشتنی "صمد" یعنی "پرویز صیاد" بازی میکنه)

هاشم که در ابتدا انسانی ساده و خوب است با تهدید و تحریک شوهر ثریا و روحانی ده ،شهادت دروغ میدهد و کدخدا نیز با اصرار آنها  (شوهر ثریا و روحانی) حکم سنگسار ثریا را امضا میکند.

در جایی کدخدا دست به دعا برمیدارد و از خدا میخواهد که اگر این کار اشتباه است ،نشانه ای برایش بفرستد،در آخر وقتی نفرات اول به سمت ثریا سنگ پرتاب میکنند سنگ به او نمیخورد و در واقع این همان نشانه است.کدخدا که غرق فساد شده نشانه را نمیفهمد و جلوی سنگسار را نمیگیرد و ثریا کشته میشود.

در واقع سنگسار ثریا،کشتن یک فرد نیست،بلکه این فیلم زجر و بدبختی و خفقان در ایران ،همچنین ظلم مردان به زنان در ایران را نشان میدهد.این فیلم فقط ظلم جمهوری اسلامی به زنان را بیان نمیکند بلکه ظلم "ایران وایرانی" به زنان و عقب ماندگی فرهنگی در ایران را مورد اعتراض قرار داده که در آن زن هیچ جایگاهی ندارد و تمامیّت جامعه متعلق به مردان است و زن تنها برای تفریحات کوتاه مدت مرد است و وقتی مردی از زنی خسته شد به راحتی او را دور میاندازد.همچنین "غیرت" هیچ جایی در بین ایرانیان ندارد و مردان این فیلم تشکیل شده از افراد بی غیرت و بی تعصبی هستند.

حال من این سوال رو از شما دارم:آیا واقعا جایگاه زن در فرهنگ ایرانی و اسلامی ما  اینگونه است ؟

برای پاسخ به این سوال تنها کافیست کمی به زندگی خود و اطرافیان خود نگاه کنیم تا تمام نظریات این فیلم باطل شود.به گفته ی این فیلم مردان ایرانی بی غیرت اند و تعصب ندارند در حالی که هفت هزار ساله که این مملکت با غیرت مردانش سر پاست.این فیلم توهین به یک حزب ویا تفکر خاص نیست بلکه توهین به تمام تاریخ ایران  و ایرانیان وهمچنین اسلام  است.مطمئنا این کارگردان به دنبال استراتژی غربیها و به منظور ایجاد انزجار و تنفر ایرانیان از ایرانی  بودن و مسلمان بودن خود است.

شاید بگید که من دارم احساسی با این فیلم برخورد میکنم،حالا من میگم که بیاید همه با این قضیه احساسی برخورد کنیم و به ایرانی بودن خود افتخار کنیم.من به عنوان یک ایرانی کارگردان خود فروخته ی این فیلم و تمام کسانی که در این فیلم اثری داشتند رو محکوم میکنم.

 

 |+| نوشته شده در  89/01/21ساعت   توسط محمدرضا  | 
 
  بالا